تبليغاتX
دل نوشته ها
دل نوشته ها
دفتر شعر شاعر كمنام كه براي دلش سرايد شعر
سال نو مبارک

سال نو

بر همه

مبارک باد

2 نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 3:7  توسط بهنام | 

باز هم سلام
می دانم که خیلی وقت است که سری به این وبلاگم نزده ام

و عجیب این است که آدرس وبلاگ دیگر خودم را نیز فراموش کرده ام.

این یعنی این که دیگه دارم پیر میشم و آلزایمر گرفتم!

به هر حال

فعلا سلامی دوباره تا شروعی دوباره

بدرود دوستان عزیز

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 1:56  توسط بهنام | 

طاعات و عبادات قبول

ماه رمضان نیز به آخر رسید

شروع این ماه شور و حالی داره و پایان آن نیز شور و حالی دیگه

وقتی داشت به آخر می رسید غصه می خوردم

آخه به این ماه عادت کرده بودم

وقتی به چیزی عادت می کنی

دل کندن از اون برات سخته

اما چاره چیه

باید رفت

باید دل کند

مثل خیلی چیزای دیگه

این دنیا برا موندن که نیست

این دنیا برا رفتنه

و وقتی کوس رفتن بزنند

همه مون می ریم

کوچیک و بزرگ

بعضی هامون آماده این

و بعضی ها هم نه

اما به هر حال باید رفت

و گذاشت

پس به فکر باشیم

چیزایی رو با خودمون ببریم که به دردمون می خورن

نه چیزایی که نموندنی اند

تا بعد

 

2 نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1385ساعت 19:41  توسط بهنام | 

ماه رمضان شد

ماه رمضان شد می و میخانه بر افتاد

عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد

افطار به می کرد برم پیر خرابات

گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد

با باده وضو گیر که در مذهب رندان

در حضرت حق این عملت بارور افتاد

امام خمینی

ماه مبارک رمضان و نزدیک به شب های قدر است

آدمی در می ماند که چه بگوید

فراموش نکنیم

که این ماه و دیگر ماه ها به سرعت می گذرند

و این تیک تاک عمر است

که قابل برگشت نیست

بشتابیم زمان می گذرد

دور محتوم جهان می گذرد

التماس دعا

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 5:47  توسط بهنام | 

برای همیشه

وقتی آدم دلش می گیره

و کسی رو نداره که باهاش درد دل کنه

چی کار بکنه بهتره؟

من می گم باید یه وبلاگ باز کنه

درست عین من

مطالب خودشو اونجا بنویسه

درست عین من

حرفای خوب خوب بزنه

درست عین من

زندگی رو معنی کنه

درست عین من

اما زود به زود به روز کنه

درست بر خلاف من

از این که بعد از مدت ها باز هم خدا پولی رسوند

و تونستم کارتی بخرم

و سری به وبلاگم بزنم

و ببینم هنوز هم به راه

و بسته نشده

و بتونم یه مطلب کوتاه بنویسم

خیلی خیلی خیلی خرسندم

مخلص همتونم

یا حق

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 3:28  توسط بهنام | 

روز شکوه استقلال و وزن کشی آقایان
با سلام

باز هم ایرانی نشان داد که ایرانی است.

اونایی که داد می زنن و از ایران و ایرانی بد می گن و اونور دنیا نشسته اند و هی دارند لغز می خونن حالا باید چی کار کنن؟

به هر حال ما  ایرونی ها خودمون باید تلاش کنیم.

خودمون باید درست کنیم.

حتی اگه بعضی از مسوولان رو قبول نداشته باشیم راهش اینه که از طرق قانونی اقدام کنیم.

این دوره رای گیری ها نوعی وزن کشی بود.

وزن آدم ها تو ایران معلوم شد.

هر کسی تو کلیت ایران چقدر خواستار داره.

زنده باد ایران و ایرانی

به امید سربلندی ایران عزیز

2 نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 19:19  توسط بهنام | 

استقلال ایران
سلام

فردا روز سرنوشت ایران است.

ایران سرفراز که همیشه تاریخ به بلندی الوند ایستاده است.

ایران سرفراز که مردمی سربلند دارد.

ایران سرفراز که برای سربلندی ایران تلاش می کنند.

فردا همه با هم به سوی انتخابی آگاهانه و مقتدرانه برای برگزیدن فردی قوی که سکان هدایت قوه مجریه را برای ۴ سال به دست بگیرد و بتواند ایران عزیز را از بحران های فراروی خویش برهاند.

فردا روز سرنوشت است.

همه با هم تلاش برای ایرانی سرفراز داشتن

یا حق.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1384ساعت 12:49  توسط بهنام | 

جشن تولد
سلام دوستان

امروز می خوام براتون از جشن تولد بگم.

منظورم جشن تولد فقط آدما نیست.

جشن تولد همه چیز.

باید همه چیز رو از نو شروع کرد.

زندگی/ عشق/ کار/ فکر/ و...

میشه از نو شروع کرد. چون هیچ وقت برای شروع کردن دوباره دیر نیست.

دیر زمونیه که اصلا شروع نکنیم.

پس از سکوت فرار کنیم. از مرده وشی و بی تفاوتی و تماوت.

بیاین جشن بگیریم. جشن تولد دوباره زندگی.

مطلب امروز رو یکی از دوستان خوبم بهم گفت.

گفت بنویس که همه چیز رو باید از اول شروع کنیم.

بله: آغازی دوباره.

پس حرکت از تو و برکت از او.

یا حق.

 

2 نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1384ساعت 12:31  توسط بهنام | 

ویروس جدید

حتماْ شما هم شنیدید که جدیداْ یه ویروسی اومده و حال همه رو داره می گیره.

بهش می گن: ویروس بعداْ میگم.

تو یه سایتی این مطلب رو دیدم و بهتر دونستم اینجا بیارمش. بخونید و نظرتوتونو بدید.

«بعداً مي‌گم»، شاه‌بيت حرف‌‌هاي خيلي از همين كانديداهايي است كه قرار است، يكي‌شان بشود رئيس‌جمهور ما:
1ـ آنها، برنامه‌هاي خود را اعلام نكرده‌اند. البته يك چيزهايي را به نام «برنامه» منتشر كرده‌اند، ولي خداوكيلي هيچ‌كدام از آنها برنامه نيست. اگر طرح شعارهايي مثل «مهار تورم»، «عدالت اجتماعي»، «ارتقاي منزلت زنان»، «توجه به جوانان»، «توسعه اقتصادي»، «دفاع از آزادي‌هاي سياسي» و چيزهايي از اين دست برنامه باشد، آن‌وقت بايد گفت كه مرحوم پدربزرگ من هم كه سواد درست و حسابي نداشت و در روستايشان كشاورزي مي‌كرد، برنامه‌ريز قابلي بود، خدابيامرز خوب حرف مي‌زد، خوب قصه مي‌گفت و كلي هم شاهنامه و مثنوي حفظ بود.

اي كاش آقايان كانديداها به جاي آن‌كه مثلا «مهار تورم» را به عنوان «برنامه» به مردم عرضه كنند، اسم آن را «هدف» مي‌گذاشتند و آن‌وقت، طرح‌هاي عملي خود را براي رسيدن به اين هدف، تشريح مي‌كردند. آن‌وقت مي‌شد گفت كه آقايان برنامه دارند.
البته مردم به نامزدهايشان حسن‌ظن دارند و بنابراين وقتي كانديدا‌ها مي‌گويند كه برنامه‌هاي عملياتي خود را بعدا خواهند گفت، لابد برنامه دارند. آخر مگر مي‌شود يك نفر بدون داشتن برنامه، وارد گود انتخابات شود؟! نه! آقايان همه‌شان برنامه دارند، آن هم چه برنامه‌هايي! ولي خب، بعدا مي‌گويند چه كار مي‌خواهند بكنند.

2ـ كانديداها، خوب دارند پول خرج مي‌كنند. بالاخره تشكيل ستاد در همه جاي كشور، به كارگيري نيروي انساني، چاپ پوستر، پلاكارد، تهيه فيلم، سفرهاي تبليغاتي و... خرج دارد، به ويژه آن‌كه اين فعاليت‌ها از چند ماه پيش آغاز شده و دست‌كم تا روز انتخابات هم ادامه دارد.
حال اين هزينه‌ها از كجا مي‌آيد، مشمول همان «بعدا مي‌گم» است. راستي، چرا نامزدها، هزينه‌هايشان را اعلام نمي‌كنند؟ مگر آنها از راه‌هاي خلاف شرع و قانون، بودجه‌هاي تبليغاتي خود را تأمين مي‌كنند؟

آنها مي‌گويند كه احزاب حمايت‌كننده و طرفداران مردمي‌شان، دست به جيب مي‌شوند و شرمنده‌شان مي‌كنند. تا اينجاي كار مشكلي نيست، ما كه نگفتيم خداي ناكرده نامزدها از كيسه بيت‌المال خرج مي‌كنند، اما چرا هيچ‌وقت نمي‌گويند چه اشخاصي و به چه ميزاني به آنها كمك مالي كرده‌اند.
شفافيت مالي در ايام تبليغات، يكي از اصول انتخاباتي در دمكراسي‌هاست. براي مثال، در انتخابات آمريكا كاملا معلوم است كه چه اشخاصي به كدام كانديدا و چقدر كمك كرده‌اند و جمع كل هزينه‌هاي تبليغاتي هر كدام از رقبا چقدر بوده است، اما در اينجا، فقط مي‌توان گفت كه فلاني «زياد» خرج كرده و فلاني «كم»!
راستي، نگفتن منابع تأمين مالي چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟

آيا اين مسئله به اين معنا نمي‌تواند باشد كه برخي از تأمين‌كنندگان مالي، خودشان داراي مسئله و مشكل‌اند و افشاي اين‌كه فلان كانديدا از فلان شخص يا جريان پول گرفته است، مي‌تواند به رسوايي بينجامد؟ آيا مخفي‌كاري مالي نامزدها درباره منابع تأمين هزينه‌هايشان، نمي‌تواند اين اتهام را بر آنان وارد كند كه پاي بيت‌المال و اين جور مسائل در ميان است؟

3ـ «اگر مردم به من رأي بدهند، باندهاي فساد، آقازاده‌هاي سوءاستفاده‌چي، دست‌‌هاي پنهان و... را افشا مي‌كنم».
اين هم از آن «بعداً مي‌گم» هاست.
كسي نيست كه بگويد، آقاي نامزد عزيز! شما همين الان هم كه بيرون گود نيستيد، اگر اطلاعاتي در اين زمينه داريد، همين الان افشاگري كنيد تا مردم بدانند آن پشت‌ها چه خبر است، والّا وعده افشاگري دادن براي جمع‌آوري‌ رأي و سپس معامله با آناني كه قرار است، مثلا افشا شوند چه سودي به حال مملكت و مردم دارد؟

****

راستي شما به چه كسي رأي مي‌دهيد؟
بعداً مي‌گين؟!

اگه خوندین نظر هم یادتون نره ها

یعنی حتماْ گل بریزید. بای

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 12:22  توسط بهنام | 

سلامی نو
پس از مدت ها دوری از وبلاگ عزیزم که در او حرف های دلمو می نوشتم. امروز تونستم سری به نت بزنم و به اصطلاح دوستان به روزش کنم.

نمی دونم چند وقته که سری نزدم. خیلی سرم شلوغ بود. یه گرفتاری هم داشتم که هنوز کاملا رفع نشده.

به هر حال اینا دلیل نمی شه که کوتاهی کنم.

به خاطر همین از همه دوستانم عذر می خوام

این روزا همه تو تب و تاب انتخاباتند.

چه خوب می شه فقط به شعار انتخاباتی بسنده نشه و در وادی عمل هم بتونن حرفاشونو عمل کنند.

فقط از خدای بزرگ می خوام که: ایران و ایرانی هر جا باشه و هست سراپا افتخار و عزت همراهش باشه و تو این دنیایی که همه یه جورایی با ایرانی جماعت بد می کنند چه تو داخل کشور و بعضی از مسوولان و چه تو خارج کشور حقیقت ایرانی جماعت بروز پیدا بکنه و خودشو نشون بده که لایق خیلی پیشرفت ها و موفقیت ها است.

انشا الله

بازم میام.

بای.

2 نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1384ساعت 11:47  توسط بهنام |